معیارهای اخلاق انتخاباتی و ویژگیهای کاندیداها

تعدادی از دوستان عزیز  ، باعنایت به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستا ، ویژگی های کاندیداها  و معرفی معیارهای  اخلاق انتخاباتی را  درخواست نموده اند . خلاصه ای از موضوع فوق ، تقدیم می گردد.

  ۱) معیارهای  اخلاق انتخاباتی

انسان به طور ذاتی و فطری می کوشد گرایش به آزادی را در خود تقویت کند و به دنبال آزادی و  آزادیخواهی می گردد و از استبداد رای و اقتدارگرایی شخصی رهایی یابد. از آنجایی که در یک فضای رقابتی برای کسب قدرت، بعضی از نامزدها وهوادارانشان در عمل غیر آن چیزی را نشان می دهند که در سخن بر زبان می آورند. با چنین رویکردی به نظر می رسد که ملاک های اخلاقی در هنگام انتخابات به اشکال مختلف نادیده گرفته می شود و از سوی کسانی که می خواهند رهبری جامعه را به عهده گیرند فرو می پاشد و تهدید می شود. کسانی که خود دچار هنجارشکنی هستند و کم ترین مسائل اخلاقی را رعایت  نمی کنند و اصول و مبانی آن را نادیده می گیرند، دیگران را متهم به بی اخلاقی انتخاباتی می کنند. بر این اساس مردم را دچار حیرت و سرگردانی می کنند و اندک اندک فضای ضداخلاقی را با اعمال و رفتارهای خویش تشدید می کنند و جالب آن که پس از مدتی مردم را به رفتارهای ضدهنجاری و اخلاقی متهم می کنند. این در حالی است که خود درفضای انتخاباتی زمینه این گونه برخورد و واکنش را فراهم آورده و باهنجارشکنی و رفتارهای ضداخلاقی، جامعه را به سوی رفتار و عملکرد نادرست هدایت کرده اند؛ زیرا مردم اخلاق خویش را از رهبران خود می یابند و مردم بر دین و اخلاق رهبران خود می باشند.

(الناس علی دین ملوکهم)

در ادامه  ، با بهره گیری از آموزه های قرآنی ، به برخی ازمعیارها و ملاک های اخلاق انتخاباتی اشاره می گردد.

۱-۱) رفتار، ملاک شخصیت

در این خصوص می توان گفت بیش ترین و مهم ترین کاربرد و کارآیی اخلاق را می بایست در عمل اجتماعی افراد و یا گروه ها و طبقات اجتماعی یافت، زیرا انسان از طریق آموزش و تقویت باورهای خود، می کوشد تا فضایلی را به دست آورده و رذایلی را از خود دور سازد که در رفتارهای اجتماعی بروز و ظهور می کند و تعاملات وی را با دیگران سر و سامان می بخشد. لذا برای داوری درباره انسان کامل و شخصیت سالم ، می بایست به رفتارها و کردارهای افراد توجه شود و ایمان اشخاص و بینش افراد براساس رفتارها و کردارهای آنان سنجیده شود.  این گونه است که منش انسان ها و کنش ها و واکنش ها ، به عنوان ملاک داوری نسبت به علم و ایمان و شخصیت آنها قرار می گیرد.
در روایات و آموزه های اسلامی نیز تاکید شده است که برای شناخت اشخاص می بایست به رفتارهای آنها توجه شود؛

زیرا از کوزه همان برون تراود که در اوست.

بنابراین نمی توان کسی را عالم و دانشمند دانست مگر آن که بازتاب آن را در رفتارهایش مشاهده کرد از این رو گفته اند .

تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد؛ به این معنا که سخنان هرکسی به عنوان یکی از خروجی های علم و جهل هر کسی میتواند ملاکی برای داوری باشد تا معلوم گردد که شخص دارای علم و هنر است و یا از زندگی خویش جز جهل و نادانی نیاندوخته و عیوب و نقص وجودش را اشباع کرده است.
این که نمود علم و دانش و هنر و عیب را در سخن گفتن دانسته اند از آن جهت هست که سخن گفتن، آسان ترین عمل و کم ترین نمود شخص و شخصیت است وگرنه ملاک اصلی و اساسی را می بایست دررفتارهای شخص جست.

بر این اساس بسیای از مردم توانسته اند سخن گفتن خویش را به شیوه های آموزشی وپرورشی بازسازی کنند ولی هرگز باطن خویش را نتوانسته اند چنان که شایسته است بازسازی نمایند و در حقیقت خودسازی ظاهری کرده و از خودسازی باطنی وحقیقی باز مانده اند.

در نتیجه سخنان آنها با عملکرد و رفتارشان در تضاد و تقابل جدی است. بنابراین می بایست به رفتارها به عنوان بهترین و کامل ترین نشانه و شناسه برای شناخت شخصیت های افراد توجه شود.
اسلام نیز چون بر اکمال اخلاق انسانی توجه دارد و ملاک را رفتارهای انسان می شمارد و خودسازی واقعی و حقیقی را مورد اهتمام قرار می دهد، از مومنان می خواهد تا با رفتارهای درست، دیگران را به ایمان دعوت کنند نه باگفتارها و سخنان زیبای خویش.
به هر حال آن چه مهم و اساسی است بازسازی و خودسازی است که آثار واقعی و حقیقی آن در همه حوزه های رفتاری از جمله سخنان شخص آشکار می شود؛ چنانکه ملاک برای شناخت شخصیت می بایست رفتارهای شخص باشد که مهم ترین آن نیز کردارها و کنش ها و نیز واکنش های وی هنگام بحران ها و فشارهایی است که بر شخص از درون و بیرون تحمیل می شود؛ زیرا بسیاری از مردم هنگام فشار و بحران هاست که شخصیت واقعی خویش را نشان میدهند.
به سخن دیگر انسان در حالت عادی بازیگری تواناست و نقش بازی می کند و شخصیت واقعی خویش را نشان نمی دهد و تنها درزمانی طولانی است که به سبب این که به هر حال نمی تواند در همه شرایط وبحران ها نقش بازی کند چهره واقعی خویش را نشان می دهد.
دیده شده است که بسیاری از نامزدهای انتخاباتی که در هنگام سخنرانی ها ومحافل دانشجویی از کوره در می روند و دیگر نامزدها را متهم می کنند و باخشونت و عصبانیت، سخنان روا و ناروایی را بر زبان می آورند که روای آن را نیز نمی بایست بر زبان بیاورند .

اعلان مواضع هر نامزدانتخاباتی می بایست مواضع خویش را تبیین کند و شخص و شخصیت خود را برای به عهده گرفتن مسئولیت های مهم تشریح نماید.
در آیات قرآنی گزارش هایی ازاین مسأله ارائه شده است. از جمله می توان به داستان یوسف (ع) توجه کرد که در آن حضرت (ع) افزون بر این که شخصیت خویش را تشریح می کند و می گوید که دارای توانایی علمی و جسمی است همچنین توضیح می دهد که چه راهکارهایی برای شرایط ویژه در نظر دارد و برنامه ها و طرح های پیشنهادی اش برای هر موضوع و مساله اجتماعی چه  می باشد؟
هر نامزدی می بایست طرح های خود را به دقت تبیین کند به گونه ای که عقل و عقلا آن را بپذیرند و مطالبات مردم رابه درستی بتواند پاسخ گوید. این طرح ها می بایست طرح هایی با ویژگی های کوتاه مدت برای رفع مشکلات بحرانی مقطعی و میان مدت و بلند مدت باشد. توجه به برنامه هایی که فرهنگ سازی را تقویت می کند می بایست در اولویت قرارگیرد هر چند که بر خلاف طرح های دیگر، زود بازده نیست ولی در بلند مدت جامعه را در حریم امنیتی قرار می دهد و هرگونه تعرضات داخلی و بیرونی را ناکام می سازد. .

۲-۱) توجه به حقیقت و واقعیت

برخی از نامزدها طرح هایشان غیرواقعی و به دور از واقعیت های اجتماعی است. درهر زمانی شرایط اجتماعی مطالباتی را اقتضا می کند که برای پاسخ گویی میبایست به ظرفیت های جامعه توجه کرد. بنایراین اگر کسی به دور از ظرفیت ها بخواهد وعده ای و طرحی برای مطالبات مردم بدهد به گزافه گویی رفته است.
شناخت حقایق و واقعیت ها برای آن است که حقیقت امری است که می بایست به عنوان یک آرمان در نظر داشت و به عنوان هدف برای آن برنامه ریزی کرد و واقعیت را برای آن شناخت که ظرفیت های جامعه را نشان می دهد. بنابراین نامزدها با توجه به حقیقت گرایی می بایست به واقعیت ها نیز توجه کنند و برنامه ها و مواضع خویش را بر پایه این دو مولفه قرار دهند.
حضرت یوسف (ع) نشان می دهد که شناخت دقیقی از حقایق و نیز واقعیت ها وظرفیت های جامعه مصر داشته است و طرح ها و برنامه هایش را بر اساس حقایق وواقعیت های آن جامعه ارایه داد که افزون بر مقبولیت از سوی مسئولان، قابلیت اجرا داشته و به اهدف تعیین شده دست یافت.
همان گونه که ایجاد مطالبات از طریق آگاهی بخشی به حقوق، خوب است ولی شناخت واقعیت های هراجتماع نیز برای تبیین مواضع، ضروری است تا خدای ناکرده شخصی که نامزد مسئولیتی است وعده های توخالی و پوچ ندهد.
برخی از نامزدها برای معرفی توانمندی های جعلی خود و مواضع خویش تبیین نادرستی از واقعیت های اجتماعی و ظرفیت های کشوری و منطقه ای را ارایه می دهند و این گونه است که هم کارگزاران فعلی را متهم می کند و هم مطالباتی را در مردم ایجاد می کنند که وعده های توخالی از آب درمی آید.

۳-۱) اجتناب از اتهام زنی

اگرکسی بخواهد درست قضاوت شود بایستی درست قضاوت کنید.  بسیاری از مردم در نقد دیگران ید طولانی دارند ولی هنگامی که خود در میدان عمل قرار گیرند در می مانند. وقتی به پشت سر خویش نگریسته می شود ، پدران و مسئولان پیشین به ناتوانی و بی کفایتی متهم می شوند. این قضاوت ها به این دلیل است که درشرایط آنان نبوده و ظرفیت ها و توانایی و شرایط آنان توجه نمی شود. این گونه است که قضاوت ها نادرست می شود و دیگران نیز نسبت به ما چنین قضاوتی خواهند داشت.
این مطلبی عام و کلی است و افراد در زندگی و رفتارهای شخصی واجتماعی می بایست در هنگام داوری به همه جوانب عمل توجه کنند، در غیر اینصورت نقدی که انجام می دهند می تواند چیزی جز اتهام زنی نباشد که از نظر قرآن گناه و از نظر قانونی و فقهی جرم و از نظر اخلاقی رذیلت است.
بنابراین لازم است که همه نامزدها بکوشند تا به تبلیغ توانمندیهای خویش و ظرفیت های جامعه توجه داشته باشند و از اتهام زنی و ناتوانخوانی دیگران خودداری کنند؛ مگر آن که ادله کافی و مستدل داشته باشند. دراین صورت نیز می بایست همه مسائل اخلاقی و امنیتی را مراعات کنند.

۴-۱ ) مراعات ادب

نامزدها می بایست همواره در کلام، ادب را مراعات کنند. ادب به معنای رعایت بسیاری از ریزه کاری ها و ظرافت های رفتاری است که شاید در وهله نخست بی اهمیت وغیرضروری باشد ولی در عمل مشخص می شود که بسیاری از مردم به این نکات ریز و ظرایف رفتاری توجه و اهتمام دارند.
از جمله آدابی که نامزدها میبایست به آن توجه کنند مساله ادب با مخالفان است که در آیاتی چون ۱۰۸سوره انعام و ۸۸ سوره هود و ۱۲۵ سوره نحل بدان اشاره شده است.
به سخن دیگر، نامزدها به عنوان برادران دینی در عرصه رقابت میبایست برای سبقت گرفتن در کار خیر باهم رقابت داشته باشند نه آن که به عنوان مخالفان در برابر هم قرار گیرند.
اگر بخواهیم اصول و کلیات اخلاق انتخاباتی را شمرده شود ، بیش از آن است که در این مقوله بگنجد از اینرو به همین مقدار بسنده  می شود. امید است با مراعات همین اندک گام های بلندتری به سوی فرهنگ سازی برداشته شود .

(انشاا…  ویژگی های شخصی نامزدها ، هم بزودی تقدیم خواهد شد.)

دیدگاه ها